تبليغاتX
ترافیک
فریاد زدیم که چرخ گردون  لیلا تو نداده ای به مجنون

فریاد بر امد که خاموش کم داد اگر نگیرد افزون

تی/نوشت: فیلم آوازگنجشک ها رو دیدم از  هر سکانسش درس گرفتم. دیدنی بود.

تی/نوشت۲: ۴مین ماهگرد تعهدم بود.

تی/نوشت۳: ابر ها کنار میرود و آنچه میماند آسمان است. حرفی نمیزنم این روزها باشد که فردا من هم مثل آنها پشیمان از قضاوت های نا آگاهانه نباشم.

تی/نوشت۴: فونت عوض میکنم.



ببین کی اینجاس!

اره این همون زهرا ترافیکه .

هر دوران توی زندگی یه مدل دلبستگی برای خودش داره  برای منم داشت. توی این مدت خیلی کم فکرم به وبلاگم بود. اما یاد روزای قشنگ همیشه باهامه. ممنونم که ترافیک منو توی این مدت تنها نذاشتین. حالا با فاتحه و گلاب و .... .

کلی عکس دارم که از این به بعد میبیننشون.

تی/نوشت: فانی و قاصد و فار فار مرسی

تی/نوشت۲: سالگرد کلیماکول پوشیم شده بود . حالا به جز کفشش لباساشم خریدم.

تی/نوشت۳: نمیدونم عکس امام مهم تر بود یا حرفش؟

 



سلام. امروز روز جهانیه تمام کسانیه که از جشن وبلاگ نویسی جا موندن. توی این روز با شکوه که تعدد افراد بیش از روز ۱۸ آگوست ، تمام افرادی که یه جورایی در بی خبری به سر میبردن ،این روز جمع میشن و اصلا به روی خودشون نمیارن که از مراسم جا موندن و با این توجیح که توی فرهنگ ما روز دوم سپتامبر رو جشن میگیرن به شادی و خوشحالی میپردازن. ( شادی و خوشحالی که ضایع شدن از جا موندن رو محو میکنه مقادیر زیادی هورمون ولش به روی خودت نیار رو تولید و در سرار بدن پخش میکنه)!!!

حالا در این مجال من به توضیح آداب مراسم میپردازم:

۱. نام  تعدادی تا از وبلاگایی که از خوندنشون قلیان روحی بهتون دست میده رو بنگارید!

۲. باز نام چند تا وبلاگ دیگه که یه خاطره ی خوب از خوندنشون رو دارید بنگارید!

۳.یه وقت از وبلاگایی که یه جورایی در طراحی و ساختش دست داشتین نام نبرید!!!!

۴. این روز رو به تمام اونایی که نامی ازشون در وبلاگتون اومده خبر بدین!

۵. اگر کسی بند شماره ۳ رو رعایت نکرده بود باید به تمامی اونایی که نامشون در اون وبلاگ اومده شام مفصل بده!

خوب حالا من این آیین رو اجرا میکنم:

قبل از اجرا باید بگم وقتی تصمیمم مصمم شد که وبلاگ بنویسم درگیر انتخاب اسم شدم و از اونجایی که استفاده از عناوین عرف جامعه منو آزار میده دست به خلاقیت زدم و نامی رو برای وبلاگم برگزیدم که همچنان افراد زیادی در خماری دلیل انتخابم مانده اند. اینجا اعتراف میکنم که جز نیت خیر قصد دیگری نداشتم.

حالا شروع:

بیر: معضلی برخاسته از جهنم: برای انتخابِ نامِ وبلاگش شهر کتاب نیاورون رو زیر رو کردیم. مهربونه.

ایکی:حسن خان الماسی: یکی از کسایی بود که در دوران وبلاگ نویسی بیشترین درگیری رو باهاش داشتم. خودشم اذعان داره نه؟

اوش: فار فار: اهلَ مطالعه س.

دوت:دازالاخ: روحش لطیفه و با خانوما رابطه ی خوبی برقرار میکنه. خشونت مردونش کمه.

بش: جا داره که یادی از رفقای قدیم کنیم: ال وای ، پیاده رو های قیطریه و همه اونایی که یه روزایی روابط شدیدی داشتیم باهاشون.

آلتی:آرش بابایی: زبون اعتراضش رو دوست دارم. یه روح لطیف و نرم داره. از نزدیک دیدمش. مرد شریفیه.